داستانک |
![]() |
توی ایستگاه مترو به من زل زده بود. می دونستم لباسم جلب توجه مرده. بهش دست دادم. با تعجب بهم نگاه کرد و با ترس دست داد
بعد ازم پرسید:
- ببخشید، شما شغلتون چیه؟
+ روحانی
- یعنی چی کار می کنید؟
+ در یک کلمه، هدایت
- اگر آدما هدایت نشن چی میشه؟
+ شما شغلت چیه؟
- لوله کش.
+ اگر رفیقت بگه واسم لوله بکش، یه ماه دیگه پولش رو می دم، قبول می کنی؟ - اره
+ اگه نداد چی؟
- نامردیه
+ اگر آدما هدایت نشن همه نامرد میشن. کار ما هدایته…
- نامردی بد چیزیه، کاش همه هدایت بشن…،
فرم در حال بارگذاری ...
[پنجشنبه 1396-06-23] [ 08:07:00 ق.ظ ]
|