داستان |
![]() |
بسم الله الرحمن الرحیم
?داستان سرگذشت شیخ صنعان که چهارصد مرید داشت ولی با دل بستن به یک دختر رومی و رها کردن ایمان خود، نزدیک بود به هلاکت بیفتد اما عاقبت بخیر شد
?پیری فرتوت به نام شیخ صنعان پس از سال ها عبادت و تقوی و پنجاه سال اعتکاف در کعبه و رسیدن به مقام کشف و شهود و داشتن چهارصد مرید سالک، شبی در خواب می بیند بتی را در دیار روم سجده می کند. او برای درک تعبیر آن، با مریدان به سوی روم رفت و اتفاقاً به دختری مسیحی دل بست و از شریعت و طریقت گسست و به جای خانه کعبه، این بار معتکف کوی یار شد! پند مریدان سودی نبخشید و شیخ را به حال خود رها ساختند و بازگشتند.
?دختر از حال شیخ آگاه شد و چون نالهها و زاریهای او بشنید به او گفت که اگر در عشق استواری، باید:
۱-سجده بر بت آری ۲-قرآن بسوزانی ۳-خمر بنوشی ۴-دیده از ایمان بدوزی.
?شیخ، قبول کرد و چون چیزی نداشت ناچار شد برای کابین دختر مدت یک سال خوک بانی کند.
?شیخ در عشق دختر، رسوای عالم شد. یکی از مریدان وی در هنگام رفتن او به دیار روم غایب بود، چون بازآمد و از ماجرای او آگاه شد، دیگر مریدان را ملامت کرد که چرا شیخ خود را در روم تنها گذاشتید، این رسم حق شناسی و وفاداری نیست و به اصرار او مریدان بسوی روم آمدند و همه، چهل شبانه روز معتکف بنشستند و به ناله و زاری پرداختند تا خداوند دری از رحمت بگشاید و بر حال شیخ ببخشاید و او را از این گمراهی برهاند.
?پس از چهل شب آن مرید پاکباز، محمد مصطفی(ص) را بخواب دید که فرمود از دیرگاه غباری بس سیاه در میان شیخ و حق بود و من آن غبار ظلمت را به شبنم شفاعت فرونشاندم…
?نتیجه داستان: عطار با طرح داستان شیخ صنعان این نکته را متذکر شده که اولیا نیز از سوءعاقبت در امان نبوده اند. همچنین راه توبه حقیقی و بازگشت به راه خدایی، همیشه باز است.
?برگرفته از منطق الطیر، شیخ فریدالدین عطار نیشابوری
فرم در حال بارگذاری ...
[دوشنبه 1396-01-07] [ 11:16:00 ب.ظ ]
|