داستان |
![]() |
فقیری به نزد هندوانه فروشی رفت و گفت هندوانهای برای رضای خدا به من بده
فقیرم و چیزی ندارم.
هندوانه فروش درمیان هندوانه ها گشتی زد
و هندوانهٔ خراب و بدرد نخوری را به فقیر داد.
فقیر نگاهی به هندوانه کرد و دید که به درد خوردن نمیخورد،
مقدار پولی که به همراه داشت
به هندوانه فروش داد و گفت به اندازه پولم
به من هندوانه ای بده.
هندوانه فروش هندوانه خوبی را وزن کرد
و به مرد فقیر داد.
فقیر هر دو هندوانه را رو به آسمان کرد و گفت خداوندا بندگانت را ببین…
این هندوانه خراب را بخاطر تو داده
و این هندوانه خوب را بخاطر پول…!

با سلام و آرزوی قبولی طاعات شما عزیز مهربان در ماه خوب بندگی
استاد پناهیان: دروغ است که می گویند سختی آدم شدن زیاد است،
حضرت آیت الله بهجت می فرمود:
سخت سختش این است که سحر کمی زود بیدار شوی که اگر کمتر غذا بخوری و شب زودتر بیدار شوی آن هم آسان می شود!
بی دینی بیشتر از اینکه به استدلال غلط وابسته باشد به تبلیغات شوم ابلیسی وابسته است!
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج و العافیة و النصر
یا علی علیه السلام
فرم در حال بارگذاری ...
[جمعه 1396-04-02] [ 03:46:00 ب.ظ ]
|