انقطاع |
![]() |
? يا حَبيبَ مَنْ تَحَبَّبَ الَيْكَ وَ يا قُرَّةَ عَيْنِ مَنْ لاذَ بِكَ وَ انْقَطَعَ الَيْكَ؛
اى آن كه صادقانه دوست كسى هستى، كه خودش را به دوستى تو بسته. و اى تو نور چشم كسى كه از غير تو رميده و به تو پناه آورده و پس از قطع ها و بريدن ها، اين جدايى را پذيرفته و نه تنها آزاد شده كه به سوى تو رو آورده، نه آن كه بى خيال و ولنگار شده باشد، كه:
? انقطع اليك؛ آزاد شده و بريده، اما به سوى تو.
تو نور چشم آنهايى هستى كه در بنبست ها كور شده اند و تو پناهگاه آنهايى هستى كه از خويش هم رميده اند.
? أنْتَ المُحْسِنُ؛ تو هميشه خوبى و هميشه به خوبى رفتار كرده اى. وَ نَحْنُ المُسيئُون؛ و ما هميشه ناسپاس بوده ايم و بدكار مانده ايم.
? فتَجاوَز يا رَبِّ عَنْ قَبيحِ ما عِنْدَنا بِجَميلِ ما عِنْدَكَ؛
پس اكنون كه اين را يافته ايم و به اين شناخت ها رسيده ايم، از بدى هاى ما به وسيلۀ خوبى هايى كه در نزد خود توست در گذر و از آنچه ما فساد به بار آورده ايم كفاره بده.
#بشنو_از_نی
#استاد_صفایی
? برگرفته از کتاب بشنو از نی، مروری بر دعای ابوحمزه ثمالی، ص 73
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1396-03-23] [ 01:50:00 ب.ظ ]
|