امیر المومنین
الا و ان من ادرکها منا يسري فيها به سراج منير، و يحذو فيها علي مثال الصالحين، ليحل فيها ربقا، و يعتق رقا، و يصدع شعبا، و يشعب صدعا، في سترة عن الناس لا يبصر القائف اثره، و لو تابع نظره، ثم ليشحذن فيها قوم شحذ القين النصل. تجلي بالتنزيل ابصارهم و يرمي بالتفسير في مسامعهم.و يغبقون کأس بعد الصبوح.
هان! همانا هر کس آن روزها را ديد، به چراغ نور افشان ما در آن سير مي کند و بر مثال صالحان در پي آن فتنه مي افتد. تا در آن گير و دار، پنهان از نظر مردمان (امام غائب ارواحنا فداه) بندي از پاي بگشايد، بردگان را آزاد سازد، جمعي را پراکنده سازد و پراکندگي را گرد آورد. کسي که در پي او باشد، اثر او را نمي بيند، هيچ اثر شناس و پي زن از او نشاني به دست نياورد. هر چند در اين راه بکوشد. در آن رويدادها قومي (ياران مهدي عليهالسلام) ذهن و فکرشان صيقلي شده، همچون صيقل شمشير به دست آهنگر. ديدگانش به نور قرآن روشن و گوشهايشان به تفسير آن مأنوس. پس از جام خرد و حکمت که بامداد به آنان مي پيمايند، شبانگاه نيز از آن سيراب مي گرداند.
نهج البلاغه/ خطبه 150 ترجمه دکتر اسدالله مبشري/ ج2/ ص556
[چهارشنبه 1396-01-23] [ 03:36:00 ب.ظ ]
|